به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
گذر زمان هرچه بیشتر بر پوچی و بی هویتی فتنه گران مهر تایید می رند و هر کسی با کمترین بینش و درک سیاسی می فهمد که اینان فاسدانی هستند که برای آّبادانی دنیای خود حاضرند همه داشته های یک ملت را به ثمن بخس به دشمن بفروشند و در پیشگاه رسانه های مجازی بیگانه بزنند و برقصند و با ادای روشنفکری خود را حامیان منافع ملی کشور بدانند غافل از اینکه دیگر حنایشان رنگی ندارد و یکبار که سهل است بارها و بارها هم فراخوان هم بدهند جز تعداد محدود کسی فریب ایشان را نخواهد خورد.
در این نوشتار مختصر می خواهیم به آسیب شناسی این ادعا بپردازیم :
1- نداشتن رهبری کارماتیک که آحاد ملت ایران بر پاکی و صداقت و سلامت او ایمان داشته باشند: امروز افراد فاسد در زمینه های اخلاقی ، سیاسی و اجتماعی مدعی رهبری شورشی هستند که در میان مردم به جنبش فواحش شهرت یافته است و این نیست مگر برخواسته از سوابق رهبرانش در خارج و داخل کشور . تطهیر سازی خاندان فاسد پهلوی و منافقین جنایتکار مشتی است نمونه از خروارها موارد اخلاقی این خاندان و عناصراپوزیسیون فراری خارج از کشور.
2- عدم استقلال مالی و وابستگی به مراکز امنیتی – سیاسی خارجی : کوچکترین تلاش در رصد فضای رسانه ها موید این امر است که اینان بر خلاف و بدون قصد مقایسه که فرقش از زمین تا آسمان است، هیچگونه باوری به حمایت های مردمی ندارند و دیدارهایشان با مقامات اروپا و آمریکا و دریوزگی هایشان برای حمایت های سیاسی این ادعا را تایید می کند.نگاهی کوتاه به روند رندگی اینان بیانگر این امر است که ایشان بیش از مبارزه! در عروسی های آنچنانی و رقص و پایکوبی و پیشکش کردن نوامیش متواری! ایرانی به دیگران برای درآمد و رفاه بیشتر شرکت می کنند و حقوق های ماهیانه از مراکز غربی دریافت می کنند و برای غارت سرمایه های بلوکه شده ایران در غرب دستو پا می زنند.
3- بازی فراخوان ها: این بازی های سیاسی تولد یافته در اتاق های فکری بیگانگان بوده ، ایتدا با ایجاد حوادث میدانی از قبیل : کشته سازی های خود ساخته تلاش می کنند تا با ایجاد یک شورش کاریکاتوری که حتی در میدان هم نمی تواند خود را بازتولید کند مردم را به خیابانها بکشانند غافل از اینکه این حرکت به شیر بی سال و اشکمی می ماند که حتی در استمرار خود نیز درمانده است. فراخوانی های براندازی آنقدر بی آبرو شده اند که دیگر نه تجمعات و نه شعارهای شبانه و نه دیوار نویسی های مخفیانه و نه ارسال فیلم از خیابانهای تهران و دیگر شهرستانها و مراکز و....حال و روز خوشی ندارند .
4- فضا مجازی همچنان حرف اول را می زند: به این معنا که تمام شایعات ، دروغ ساری ها، تحریک به ایجاد تنش و درگری و خسارت به اموال، استفاده از نوعی جنگ رسانه که در آن از تمام عناصر رسانه ای همچون فیلم های سالهای قبل ، ایجاد فضای نا امیدی و یاس در جوانان و مردم در موضوعات اقتصادی و... همچنان شاکله اصلی فتنه های دیروز و امروز واحتمالا آینده خواهد بود.
بعد از این فراز و نشیب های شکست خورده یاد شده در پروژه مهسا سازی امروز اتاق های فکر دشمنان تلاش خود را بر چند محور متمرکز کرده اند:
* اندلسی سازی کردن کشور از طریق کشف حجاب ، فساد زن باشرف ایرانی و فروپاشی خانواده ایرانی.
* تشدید جو دروغین اختلافات مذهبی و فرقه ای در کشور برای ناآرام سازی جامعه.
* تحریک مردم به باور اینکه مشکلات کشور بدلیل حضور پناهندگان برخی کشورهای همسایه می باشد.
در نتیجه باید توجه کنیم که اینان تمام موجودیت خود را به میدان آورده اند و دیگر چیزی در چنته ندارند ، پروژه مهسا امینی به بایگانی تاریخ انداخته شد. ابزاری بود که دورانش زود بپایان رسید و با خود دوران اپوزیسیون مدعی روشنفکری نیز به زباله دان تاریخ افتاد.به همین خاطر است که در آخرین مورد که در مترو تهران رخ داد و یک موضوع پیش پا افتاده بود فریاد شادمانی براندازن را برای استمرار کارشان به هوا برد.



